مریم احمدی| شهربانو، زنِ مسلمان ایرانی، داستانی است میان عشق و مسئولیت؛ میان آرامش خانه و تپش جامعه. در نگاه رهبر شهید، او نقطه آغاز تربیت انسان و برایند یک تمدن معناگر است؛ نه تنها حافظ خانه، که معمار آینده. در این فرصت، به سراغ زنی رفتهایم که سالها از همین نگاه سخن گفته و آن را در فضای سیاست و اجتماع تجربه کرده است.
در ادامه، گفتوگوی ما با دکتر زهره سادات لاجوردی، نماینده تهران، ری، پردیس، شمیرانات و اسلامشهر در مجلس شورای اسلامی را میخوانید؛ گفتوگویی تحلیلی از نسبتِ «زن، مادری و مسئولیت اجتماعی» در چارچوب منظومه فکری رهبر معظم انقلاب و تجربه زیسته انقلاب اسلامی.
دکتر لاجوردی در آغاز گفتوگو، با اشاره به تجربه جهانی زن در تمدن غرب میگوید: رویکرد غرب به بهانه آزادی زن، مقدمات عرضه رایگان او را برای اهداف نظام سرمایهداری فراهم کردهاست. در ظاهر از حقوق زن سخن میگویند، اما در عمل زن را از چشمه انسانساز وجودش جدا و به ابزار بازتولید ثروت و لذت بدل کردهاند.
او ادامه میدهد: وقتی زن از مادری و نقش تربیتی تهی میشود، در عمل از مدار کرامت خارج شده است. در فرهنگ غربی حتی اقداماتی، چون قتل جنین با عنوان حق بر بدن توجیه میشود. حال آنکه فطرت زن، بر پرورش و تداوم حیات تنظیم شده است نه انقطاع آن.
نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی، با استناد به سخنان رهبرشهید معظم انقلاب اسلامی در دیدار ۳۰ آذر ۱۳۷۲ با زنان مسلمان و انقلابی، یادآور میشود: ایشان آن روز فرمودند زن مسلمان میتواند در عین حضور در میدان سیاست، تحصیل، کار و تصمیمگیریهای اجتماعی، همسر و مادری نمونه باشد. یعنی هیچ تقابلی میان معنویت، مسئولیت اجتماعی و اصالت خانوادگی وجود ندارد.
لاجوردی توضیح میدهد که این نگاه در واقع بنیاد همان الگوی «زن مسلمان ایرانی» است که رهبری در سالهای اخیر آن را اصل سوم میان دو نگاه شرقی و غربی معرفی کردند: در این الگو، زن نه در حاشیه است و نه ابزاری برای مصرف؛ او محور حیات انسانی و شریک تمدنسازی است.
این فعال حوزه زنان تأکید میکند: حتی واژه حیا در نظام فکری اسلامی با کرامت پیوند دارد، نه با ممنوعیت. زن در فقه و اخلاق اسلامی موجودی ناقص یا وابسته نیست؛ برعکس، در مسیر رشد معنوی و انسانی، همتراز مرد تعریف شده است.
لاجوردی با اشاره به بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار با زنان و دختران کشور درتاریخ۲۷ آذر ۱۴۰۴ میگوید: ایشان تصریح کردند زن و مرد دو عنصر مکمل در اداره جامعهاند و زن مسلمان میتواند در همه عرصهها از علم و سیاست تا مدیریت اجتماعی، نقشآفرین باشد. این سخن، ترجمان همان عدالت جنسیتی حقیقی است که از درون ایمان و معرفت زاده میشود، نه از تقلید از مدلهای بیرونی.
لاجوردی این جمله معروف رهبر شهید در همان دیدار را محور تحلیل خود میداند و میگوید: وقتی رهبرشهید انقلاب در آذر ۱۴۰۴ فرمودند زن، کارگزار خانه نیست، مدیر است؛ در واقع پرده از یک واقعیت عمیق اجتماعی برداشتند. یعنی خانه یک نهاد اقتصادی و تربیتی است و زن در رأس آن، مدیرِ تدبیر، نظم و عشق است. مدیریت در نگاه اسلامی الزاما مردمحور نیست؛ بلکه هر جا عقل و محبت توأمان باشد، آنجا مدیریت معنا دارد.
در پاسخ به پرسشی درباره نسبت «حجاب و نقش اجتماعی»، نماینده تهران با استناد به بخشی دیگر از بیانات رهبرشهید معظم انقلاب درتاریخ آذر ۱۳۷۲ میگوید: ایشان فرمودند حجاب شرط اول است؛ زیرا بدون آن، زن فراغت لازم برای دستیافتن به مراتب بالا را به دست نخواهد آورد. این یعنی پوشش، سدّ نیست، بلکه سپر است؛ سپری که به زن اجازه میدهد در میدان حاضر باشد بیآنکه هضم محیط شود.
لاجوردی ادامه میدهد: در تجربه امروز جامعه ما، زن محجبه نه مانع پیشرفت شده و نه منزوی مانده؛ بلکه به گواه آمار و واقعیت میدانی، در علم، سیاست، پژوهش و حتی کارآفرینی پیشتاز است. این همان چیزی است که رهبرشهید معظم انقلاب در آخرین دیدارشان با زنان تأکید کردند: جمهوری اسلامی نشان داده که زن مسلمان و مقیّد به پوشش اسلامی میتواند در همه عرصهها، بیشتر از دیگران حرکت و نقشآفرینی کند.
در پاسخ به پرسشی درباره جمع مسئولیت خانواده و فعالیت اجتماعی، خانم لاجوردی به بخشی از سخنان رهبر شهید در آذر ۱۴۰۴ اشاره میکند: ایشان فرمودند تشکیل خانواده از مهمترین کارهای انسانی است و زن و مرد در آن، حقوق و تکالیف متقابل دارند. این یعنی ارزش خانه نادیده گرفته نمیشود، بلکه در کنار حضور اجتماعی معنا مییابد.
او تأکید میکند: زن مسلمان ایرانی برخلاف الگوی سرمایهداری، میان خانه و جامعه غیریت نمیبیند. او در هر دو عرصه مربی و خلاق است. این همان جمع اضداد ممکن است که اسلام ممکن ساخت: رقّت و قاطعیت، عفت و حضور، مادری و مدیریت.
او سپس به حقوق خانوادگی زن اشاره میکند و میگوید: در نگاه ایشان، نخستین حق زن عدالت در رفتار اجتماعی و خانوادگی است و پس از آن حفظ امنیت، حرمت و کرامت؛ تا جایی که فرمودند زن گُل است نه کارگزار خانه. در این تعبیر، کرامت زن نه از طریق جایگاه شغلی بلکه از طریق احترام و امنیت او تثبیت میشود.
لاجوردی در توضیح میافزاید: غرب زن را برای بازار آزاد میخواهد، اسلام زن را برای جامعه انسانی. اگر غرب در شعار از محبت زنان میگوید، اما آنها را قربانی میل و تبلیغات کرده، اسلام محبت به زن را وظیفه مرد میداند و خشونت علیه او را منع میکند.
نادیده گرفتن دستاوردهای زنان پس از انقلاب از نگاه او نوعی بیانصافی تاریخی است: به تعبیر رهبر شهید، ایران پیش از انقلاب حتی یکصدم این حجم از زنان دانشمند، متفکر و صاحب نظر را نداشت. انقلاب اسلامی، ظرفیتهای زن ایرانی را از حاشیه به متن آورد بدون آنکه هویت زنانه را از او بگیرد.
او میگوید: زن ایرانی امروز با حفظ ایمان و حجاب، دانشگاه ساخته، پژوهش پیش برده، قانون نوشته، رسانه مدیریت کرده و خانوادهای موفق اداره کرده است. این توأمان بودن فضیلت زن ایرانی است که نه غرب میتواند آن را تخریب کند و نه حتی بعضی نسخههای تحریفشده از مدرنیته شرقی.
لاجوردی بخش درخورتوجهی از چالشهای روز را متوجه فضای رسانهای میداند: رهبر شهید در همان سخنرانی آذر ۱۴۰۴ نسبت به تکرار حرفهای غربیها در رسانههای داخلی هشدار دادند. فرمودند وقتی درباره پوشش یا همکاری زن و مرد حرف میزنید، مراقب باشید که تفسیر رسانهای شما از مدل غربی پیروی نکند.
او ادامه میدهد: این دقت نشان میدهد مسئله، نه فقط یک حکم فقهی که یک هویت تمدنی است. حجاب، ظاهر تمدن اسلامی است و رسانه باید پاسبان آن باشد، نه مبلغ دگردیسی فرهنگی.
لاجوردی در جمعبندی سخنانش میگوید: زن ایرانی امروز دیگر نیاز ندارد خود را با متر غربی بسنجد. الگوی خودش را دارد؛ الگویی که رهبر شهید بارها به آن اشاره کردند: زنِ مؤمن، فعال، اندیشمند و در عین حال آرامشبخش خانواده.
او با مکثی تأملبرانگیز میافزاید: وقتی زن، حقیقتا مدیر خانه باشد نه مستخدم آن، و در کنار آن در برابر مسئولیتهای اجتماعی احساس تکلیف کند، خانواده و جامعه هر دو رشد میکنند. اینجاست که معنای حقیقی آزادی و پیشرفت تحقق مییابد؛ آزادیای برخاسته از ایمان، نه از مصرف.